خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

269

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

و از مشروطات خالص نتيجه مشروط مىشود . توضيح نكتهء اول اين‌كه هرگاه بگوييم : « هر نايمى ساكن است مادامى كه نايم است » و اين كبرى را كه « هر انسانى نايم است » با اين صغرى كه « هر ساكنى جسم است » با آن تأليف كنيم ، لازم نخواهد بود كه حمل انسان بر ساكن يا حمل نايم بر جسم به حسب وصف باشد . و توضيح نكتهء دوم اين‌كه در اشكال گذشته بيان كرديم كه همواره از دو قرينهء وصفى ، نتيجهء وصفى لازم مىآيد . اكنون اگر اين شكل را به يكى از اشكال گذشته از راه عكس و رد برگردانيم ، در اين شكل نيز نتيجه وصفى مىگردد . در چهار ضربى كه نتيجه جزئى است ، از راه عكس كبرى و رد به شكل سوم معلوم مىگردد كه نتيجه مطلق عام وصفى است . در دو ضرب اوّل مىتوانيم از راه قلب مقدمات ، رد به شكل اوّل و عكس نتيجه آن را اثبات كنيم . در ضرب سوم كه نتيجه كلّى است ، از راه رد به شكل دوم معلوم خواهد شد كه نتيجه از عرفيات خالص يا عرفيات آميخته به مشروطه ، عرفى است و از مشروطات خالص نتيجه مشروط به دست مىآيد . و تمامى اين نكات را همان‌گونه كه پيش‌تر گفته‌ايم ، مىتوان از طريق برهان لمّى اثبات نمود . اصل چهارم در اقترانياتى كه مشتمل بر مقدمه‌اى سلبى باشد ، صغراى وصفى با كبراى ممكن و مطلق منتج نيست . با كبراى ضرورى و دائم ، چنان‌كه متناقض نباشند ، نتيجهء ضرورى و دائم به دست مىآيد . توضيح امر اول اين‌كه مىگوييم : هر ضاحكى متعجب است مادامى كه ضاحك است و هيچ انسانى ضاحك نيست به اطلاق . هيچ ضاحكى گريان نيست مادامى كه ضاحك است و هر انسانى ضاحك است به اطلاق . نمىتوانيم حكم به سلب انسان از بعضى متعجبان يا گريه‌كنندگان كنيم . بيان امر دوم نيز همان بيانى است كه در شكل اوّل گفته‌ايم . از آن‌جا كه عكس ضرورى و دائم حافظ جهت است ، در اين شكل همان نتيجه را مىدهد .